تبليغاتX
هفته های تلخ من



























هفته های تلخ من

ماندگار شدیم ایا ؟ میمانیم ! اهسته و بی پایان .. . . . .


تو دست هایت را میبخشی . تو چشم هایت را میبخشی
تو مهربانیت را میبخشی. قلبت را میبخشی. تو با چراغ هایت می امدی وقتی که در اینه تنها ماندم .


نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 14:21 توسط پژمان| |



بیا و من را همان گونه که بودم پس بگیر

لعنتی .. . ..

دلم برایش تنگ شد .



نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 21:17 توسط پژمان| |

زیر همین از خود گذشتگی

و . . . 

همه ی انها 

مرا را احساس کن

من فرزند فراموش شده ی انم

به همراه کمی حسرت .

 

 اگر میخواهی بند بند وجودم را پس از مرگم اهدا میکنم 

تو

فقط . . . 

وصیت نامه ام را بنویس

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 0:0 توسط پژمان| |

من از ماندن خسته ام

از شمارش نفس هایم

از این ساختار مغزی

از دریا .. درخت . . . خودم

چرا این صدا همراه من است !

مغزم با این صدا گذشته ام را به صلابه میکشد 

چرا مرگ پروانه زیباست !

وجودی از کلماتم از من انتظار بخشش دارند

من همه ی انها را محکوم میکنم به بعد چهارم کلمات

در انجا انقدر سفیدی هست

که

...

خاطرات ... .

....  . .

خودم ... . .

فراموش نشوم

...................................................................................................

من هنوز عکس کودکیم را پیدا نکرده ام



نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 0:0 توسط پژمان| |

 من از ان روزهایی میترسم .. . که _

نفسهایم نقشه ی قتل هم را می ریزند .. . و _


قلبم ارام . . ارام و ارامتر دنیا را باور میکند .



نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 16:30 توسط پژمان| |


و این دقیقا همان لحظه است

خلق اخرین لبخند


نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 4:9 توسط پژمان| |

انقدر منتظر می مانم

و به ارامی نفس میکشم

که دیگر نه بوی خاک نجاتم دهد

نه شمارش ثانیه ها تسکینم


نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 4:28 توسط پژمان| |

Design By : Night Melody